
گم کردن خانه در مشهد و راهنمایی امام زمان علیهالسلام
حکایت حسین عبد الزبیدی و همراهانش که پس از زیارت امام رضا علیهالسلام در مشهد، خانهٔ اجارهای خود را گم کردند و جوانی باهیبت آنان را به خانه رساند.

حکایت حسین عبد الزبیدی و همراهانش که پس از زیارت امام رضا علیهالسلام در مشهد، خانهٔ اجارهای خود را گم کردند و جوانی باهیبت آنان را به خانه رساند.

حکایت رضیالدین محمد آوی که در گرفتاری، امام زمان علیهالسلام را در خواب دید و به خواندن دعای عبرات راهنمایی شد.
حکایت سرتراشی که به شوق مسجد سهله، شبهای چهارشنبه از خدمت پدر پیرش جدا میشد و با تذکر امام زمان علیهالسلام دیگر آن را ترک کرد.

آقای شریف رازی در کتاب گنجینه دانشمندان (ج ۱ ص ۱۹۸) داستانی را از تشرف سید محمد تقی مشیری نقل میکند. ایشان موفق میشود از طریق علم جفر زمان حضور امام زمان در حرم امام رضا علیهما ا
شیخ علیاکبر نهاوندی در العبقری الحسان در جلد ۲، عبقریه ۱۰ (در معجزات ولی عصر) مسکه ۱۹ (ص ۴۸۴) حکایتی را نقل میکند از میرزا هادی [بجستانی] از سید عبد الله قزوینی که شبی به همراه ه

شیخ علیاکبر نهاوندی در العبقری الحسان در جلد ۲، عبقریه ۱۰ (در معجزات ولی عصر) مسکه ۲۶ ، ص ۴۹۶، حکایتی را نقل میکند از حاج علی قاو که در جوانی همراه گروهی از دوستان خود برای بی

داستان تشرف آقای شیخ طه نجف (از مراجع تقلید گذشته) در منزل خود از طرق مختلف نقلشده است. این تشرف در پی آن حاصل میشود که شیخ طه نجف در اواخر عمر، سه سال، پیوسته، به امیرالمومنین م
آقای کریمی جهرمی در کتاب «عنایات حضرت مهدی موعود (عج) به علماء و مراجع تقلید»، ص ۱۹۱ ، داستانی را بیواسطه از آقای گلپایگانی نقل میکنند که ایشان برای پرداخت قرضی که برای شهریه طلا

آقای مسعود پور سید آقایی در کتاب « میر مهر (جلوههای محبت امام زمان علیهالسلام) » داستان تشییع جنازه آقای گلپایگانی توسط امام زمان و یارانشان را از کتاب «شیفتگان حضرت مهدی»، ج ۲،

در کتاب تاریخچه مسجد مقدس جمکران (ص ۱۴) داستان تشرفی آمده که در آن امام زمان در شبی سرد و برفی به صورت سید جوانی نزد شیخ محمدتقی بافقی و همراهانش که برای بیتوته به مسجد جمکران رفته

آقای معاونیان داستانی از سفر خود به حرم عسکریین نقل میکنند که در بدو ورود، از شدت خستگی میخوابند و رویای صادقهای میبینند. در ضمن گفتگو با شیخ سیف العائدی، امام جماعت و مسوول فر

در کتاب « گزارشی مستند از تشرف حسن بن مثله جمکرانی به محضر امام عصر علیهالسلام » (ص ۹۴) داستانی از شیخ مرتضی حائری نقلشده است که ایشان در مسجد جمکران بوی عطر خاصی استشمام کردند.

حسین کریمی قمی در کتاب آیینه اسرار داستانی را از قول شیخ مرتضی حائری یزدی نقل میکند از باز ماندن شیخ اسماعیل جاپلقی از قافله و رسیدن در راه به استخر و قهوهخانهای که بعدها معلوم

در کتاب صحیفه رضویه تالیف سید مرتضی مجتهدی سیستانی (ص ۱۳۲) داستان تشرفی نقلشده است که در آن دو دانشجوی آمریکایی در جستجوی حقیقت به مشهد مقدس میرسند و طی جریانی به دیدار امام رضا

میرزای نوری در کتاب جنة المأوى در حکایت ۴۴ داستانی را نقل میکند از رفتن امام زمان به مجلس درس سید مهدی قزوینی، که در نتیجه آن، ایشان و جمعی از طلاب درسشان به دیدار امام مشرف میشو
شیخ علیاکبر نهاوندی در العبقری الحسان در جلد ۲، عبقریه ۱۰ (در معجزات ولی عصر) مسکه ۶۲ حکایتی را نقل میکند از شیخ محمد تقی مازندرانی حائری از پدرش شیخ محمد حسن که شخصی در مرض سل ب

شیخ علیاکبر نهاوندی در العبقری الحسان در جلد ۲، عبقریه ۱۰ (در معجزات ولی عصر) مسکه ۶۴ حکایتی را نقل میکند از شیخ محمد تقی حائری مازندرانی که شبی در مسجد سهله، صدای دعای کسی را می

آقای سید محمدتقی مدرسی داستان زیر را از تشرف شخصی غیر ایرانی و بخشی از گفتگوی ایشان با امام زمان را بر منبری نقل کردند. حضرت جواب مطلبی را با داستانی تمثیلی در مورد قالی کاشان دادن

داستانی است از تشرف جوانی روستایی که بدون اینکه از اهل علم باشد، پس از وفات پدرش که روحانی روستایی بود، به جای او مینشیند، به سوالات شرعی آنها جواب میدهد و … و روزی ناگهان پشیمان

در مورد تشرف ملا حسینقلی همدانی داستانی است که ما آن را به دو نقل یکی از آقای شبیری زنجانی و دیگر از آقای ریشهری از قول آخوند ملاعلی معصومی همدانی میاوریم. نقل آقای شبیری زنجانی آق
شیخ علیاکبر نهاوندی در العبقری الحسان در جلد ۲، عبقریه ۱۰ (در معجزات ولی عصر) مسکه ۳۳ دو تشرف از شیخ علیاکبر روضهخوان تبریزی نقل کرده است یک بار در مسجد کوفه و یک بار در حرم

شیخ علیاکبر نهاوندی در العبقری الحسان در جلد ۲، عبقریه ۱۰ (در معجزات ولی عصر) مسکه ۴ (ص ۴۵۷) حکایتی را نقل میکند از حاج ملا سلطانعلی روضهخوان تبریزی که در رویا خدمت امام عص
شیخ علیاکبر نهاوندی در العبقری الحسان در جلد ۲، عبقریه ۱۰ (در معجزات ولی عصر) مسکه ۳ (ص ۴۵۶) حکایتی را نقل میکند از عالمی از اهل تویسرکان که به قصد دعا برای بهبود معیشت به کربلا
نویسنده کتاب برکات حضرت ولیعصر به نقل از العبقری الحسان مینویسد (تیترها از ماست): بازماندن از قافله حاج ملا هاشم صلواتی سدهی میفرمود: در یکی از سفرهایی که به حج مشرف میشدم، شبی

آقای شیخ حسن یوسفی داستان تشرف زیر را از قول صاحب تشرف بدون واسطه نقل میکنند. خدا حضرت حاج شیخ عبدالکریم حقیقت را حفظ کند. خودشان این را برای من بیان کردند. میفرمود ما مدرسهٔ آیت

تشرف دو نفر طلبه در راه خانقین و قصر شیرین در بازگشت از سفر عتبات.
تشرف نسیم خادم و بشارتی از امام زمان در مورد عطسه کردن

میرزا ابراهیم شیرازی رقعه حاجت مینویسد و در آب میاندازد.

آقای یوسفی نقل میکند که یکی از علما امام زمان را در حرم امام حسین در حال دعا کردن برای شیعیان میبیند.

سید علی اکبر ابوترابی در شب عاشورا در مسجد جمکران، طبق نقل خودش، خدمت امام عصر مشرف میشود.
داستان ملاقات دکتر شیخ حسن خان، در زمان قاجار، در یکی از جنگهای ایران و روس، با کسی که با امام زمان مربوط بود، به نقل از آیت الله وحید خراسانی گذشت. آقای شیخ صادق فائق، نقل مفصلتر
آیت الله انصاری اهوازی برای کمک به دوستاش که زن در حال زایمان داشت با امام زمان درد دل میکند.

داستان تشرف یکی از هم مدرسهایهای منبری معروف (به احتمال زیاد مرحوم خبازیان) در مراسم نیمه شعبان در اهواز.

در كتاب العبقری الحسان حکایتی نقل شده است از تشرف سید حمود بغدادی در مسجد صعصعه، خدمت امام زمان.

در کتاب گنجینه دانشمندان (۸:۳۹۲) داستانی نقل شده از اجازه اجتهاد دادن امام زمان به شیخ انصاری. مرحوم شریف رازی صاحب کتاب چنین مینویسد (با کمی ویرایش): تردید شیخ انصاری در قبول مرج

میرزای نوری در حکایت ۷۲ از نجم ثاقب حکایت شعر خواندن سید بحر العلوم در حرم امیرالمؤمنین علیه السلام را چنین نقل میکند. عالم صالح، متدین متّقی، جناب میرزا حسین لاهیجی رشتی، مجاور ن

از استاد شیخ حسنعلی نخودکی (احتمالا سید مرتضی کشمیری) نقل میکنند که شاگردی داشت که درس را رها کرد و به قرآن خواندن در بیابان روی آورد. مداومت بر تلاوت قرآن در نهایت او را به ولی ع

گزارش ملا ابو القاسم از حضور امام زمان در میان جمعی از اهل سنت که در انکار ایشان سخن میگفتند.

تشرف عالم مازندرانی که عادتی داشت که هر بار به حرم امام رضا مشرف میشد، برای فرج امام زمان دعای کوتاهی میکرد.

عنایت امام زمان به شیخ محمدباقر علم الهدی در گرفتاری مالی ایشان.

مرحوم آیت اللهی در مدینه منوره سخنرانی شخصی را در دفاع از ایمان حضرت ابوطالب میشنود. با قرائنی یقین میکند که او امام زمان بوده است.

سید محمد مجاهد، شبی در حرم امام حسین علیه السلام خدمت امام زمان مشرف میشود.

کتاب میر مهر، جلوه های محبت امام زمان ، داستانی را در مورد نامهای از امام زمان که در یکی از مساجد لبنان پیدا شد، آورده است. این داستان به نقل از کتاب انتظارات امام زمان (ص ۵٨) و آ

آسید محمد فشارکی برای تفکر در مسالهای علمی به کنار شط میرود. مدتی بعد، با جوان عربی روبرو میشود که مساله را برای او حل میکند.

علامه بحر العلوم به شیخ حسین نجف خبر میدهد که در سفر حج موفق به زیارت امام زمان شده است.

سرآشپز مضیف حرم عسکریین (مهمانسرای حرم)، پس از اینکه تصمیم میگیرد خدمت در حرم را ترک کند، در رویا، خدمت امام زمان میرسد. آقای معاونیان داستان را از شیخ سعد الغامدی متولی حرم عسک

آقای سید ابوالحسن مهدوی داستان تشرفی را از حاج آقا رضا هرندی نقل میکنند. ایشان در پی چند شب منبری که بر علیه بهائیت میرود، گرفتار توطئه جمعی از آنان میشود.

آقای سید ابوالحسن مهدوی در مجله موعود شماره ۹۶ (اردیبهشت ۱۳۸۸) تشرفی را از قول یکی خطبای مشهد نقل میکنند. تشرف برای یک راننده کامیون و پیش از انقلاب اتفاق افتاده است. آقای مسعود ع

در احوالات شیخ انصاری نقل میکنند که ایشان گاهی با خواندن زیارت جامعه، برای تشرف خدمت ولی عصر اجازه میگرفته است

شیخ محمود عراقی در کتاب دارالسلام خود داستان شخصی صابونفروش را نقل کرده است که به مرز تشرف به محضر امام زمان رسید اما به دلیلی از رسیدن به مقصود باز ماند. جمله «ردوه فانه رجل صابو

سید باقر هندی، شاعر اهل بیت، امام زمان را در رویا میبیند. حضرت شعری میخواندند به این مضمون که حاشا که من پس از بیت الاحزان مادرم فاطمه زهراء سلام الله علیها، روز خوشی داشته باشم.

شیخ علی فریدة الاسلام کاشانی در حین خواندن نمازی با حضور قلب، خدمت امام زمان مشرف میشود.

شیخ محمد شوشتری (شیخ محمد کوفی) پس از در گل ماندن شترش در بازگشت از حج به امام زمان استغاثه میکند. بار دیگر امام را در مسجد سهله میبیند.

شیخ ابراهیم بن سلیمان قطیفی امام زمان را، به شکل کسی که میشناخت، میبیند. حضرت از او در مورد بليغترین آيه قرآن در موعظه میپرسند.

شیخ علی اکبر نهاوندی مکاشفهای را از شیخ محمد صالح بارفروشی حائری میکند که در آن، ایشان خدمت امام زمان تشرف مییابد و با حضرت بیعت میکند.

آقای مرتضی لطیفی، در گفتگویی با مجله موعود خاطراتی از زندگی پدر خود، حاج قدرت الله لطیفی، رئیس فقید هیئت امنای مسجد مقدس جمکران، نقل میکنند. از جمله تشرفی که برای حاج قدرت الله در

داستان تشرف خادم مدرسه طالبیه تبریز معروف است. در این داستان به حلقههای سهگانه یاران امام زمان و کیفیت استخدام و نقل و انتقال آنها اشاره شده است.

نقل مفصل تشرف آیتالله مرعشی نجفی در مسجد سهله و سفارشهای امام زمان علیهالسلام درباره استخاره، نماز، تلاوت قرآن و پرهیز از فضول معاش.

میرزای نائینی از اوضاع نابسامان ایران در جنگ جهانی اول مکرر به امام زمان شکایت میکند تا اینکه مکاشفهای برایش روی میدهد.

سید محمد باقر دامغانی در پی شدت یافتن بیماری سل به استاد خود میرزا مهدی اصفهانی شکایت میکند.

کربلایی محمد و میرزای تسبیحسازان تصمیم میگریند که، برخلاف معمول، پول خمس را به جای میرزا مهدی اصفهانی مستقیما به آسید ابوالحسن اصفهانی بدهند.
اسماعیل بن علی نوبختی به عیادت امام حسن عسکری میرود و گزارشی از آخرین لحظات عمر حضرت میدهد. امام زمان در لحظات آخر در کنار پدر حضور دارند و مکالماتی صورت میگیرد.

سید مرتضی نجفی در مسجد کوفه برای وضو گرفتن به محل معروف به تنور میرود. در آنجا با کسی روبرو میشود که در نهایت وقار و طمانینه مشغول وضو گرفتن است.
احمد بن اسحاق ولی عصر را در حیات امام حسن عسکری علیه السلام میبیند. صحبت از طول غیبت حضرت و شباهت ایشان از این جهت به خضر و ذی القرنین میشود.

کسی تصمیم میگیرد، شبی در مسجد جمکران، هر چه دعا در مفاتیح در مورد امام زمان است بخواند تا مگر به دیدار او نائل شود.

شیخ حسن عراقی برقی به قلبش میخورد که او را به مسجد میکشاند. خطیب جمعه سخن از مهدی میگوید و محبت مهدی در دلش جای میگیرد.

تشرف ابو راجح حمامی از اهالی حله معروف است. حاکم حلّه او را به جرم دشنام دادن به صحابه چنان مجازات میکند که مرگ خود را نزدیک میبیند. در آن حال به امام زمان متوسل میشود.

سید عدنان از خدّام حرمِ عسکریین، برای شفای زنش که به سرطان مبتلا شده است، پس از ناکامی در توسلات، به دلش میافتد که به نرجس خاتون متوسل شود.

یکی از علمای نجف با خود فکر میکند که آیا توسل به حضرت اباالفضل، با وجود امام زمان، جایز است؟

مشهور است که هر کس قصیده ابن العرندس را در مجلسی بخواند، امام زمان حاضر میشود. شیخ عبدالزهراء کعبی در جستجوی این قصیده ناکام میماند تا این که روزی ... .
سید بحرالعلوم، در راه در راه سامرا، به فکر فرو میرود که چگونه گریه بر امام حسین این همه ثواب دارد.

شیخ حر عاملی در کودکی به مرضی سخت مبتلا میشود و در شرف مرگ قرار میگیرد.

علامه محمدتقی مجلسی در کتاب لوامع صاحبقرانی، در تایید صحت زیارت جامعه، مکاشفه خود را نقل میکند.

شيخ عبدالحسين حويزاوى در خواب مجلسی را میبیند که در آن امام زمان با رییس بلديّه نجف گفتگو میکنند.

سيد عزيز اللّه تهرانى با وجود ضعف مزاج و بدون داشتن توشه، عزم پیاده رفتن به حج میکند و زیر قبه امام حسین فراهم شدن اسباب آن را از خدا میخواهد.

سید محمد مهدی مرتضوی لنگرودی از انجام طواف مطابق مذهب جعفری، ناامید میشود. با دلی شکسته به خدا متوسل میشود که با امام زمان طواف کند.
آیتالله مرعشی نجفی در ایام اقامت در سامرا، برای برآورده شدن حاجتهای خود شبها در سرداب مقدس بیتوته میکند و با سیدی حجازی روبهرو میشود.

شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی یک سال برای دیدار به حضرت متوسل میشود.

محمد على جولاگر دزفولی در قبال خدمتی که به شیعه امام زمان میکند، مورد عنایت حضرت واقع میشود.
امام زمان به ابن ابی جواد نعمانی مناجاتی را تعلیم میدهند که در نماز (در مقام ایشان) خوانده میشود.

جوان مشهدی، پای منبرهای ماه رمضان، در مسجد گوهرشاد، آتشی از عشق امام زمان به قلبش میافتد که او را از خواب و خوراک میاندازد.

طلبهٔ نوجوانی در یکی از زمستانهای سخت اصفهان، تنها کسی است که در مدرسه نیماورد میماند. پدرش به مدرسه میآید و با غضب شروع به توبیخ او میکند.
مردی کاشانی در اثر بیماری، در سفر حج، در نجف زمینگیر میشود. روزی در مقام قائم (ظاهرا در وادی السلام) با اندوه به فکر فرو میرود که عاقبت من چه خواهد شد.

حاج محمدعلی فشندی، در ایام حج، یک شب زودتر به عرفات میرود برای مهیا کردن مقدمات.

داستان تشرف شیخ محمد کوفی خدمت سید العالَم در مسجد کوفه به روایتی دیگر.

سید محسن امین برای دیدار امام زمان در موسم حج، سالها در مکه میماند. در این مدت با شریف مکه دوست میشود.
برای سید حسین حائری این سؤال پیش میآید که آیا مجلس روضهای که در دهه عاشورا برگزار میکند، مورد قبول ائمه است؟

شیخ اسماعیل نمازی، به همراه کاروانی از حجاج ایرانی، در راه بازگشت از حج، در بیابانهای عربستان راه را گم میکنند؛ تا اینکه بنزین و آب هم تمام میشود.

شیخ محمد صاحبالزمانی در آغاز سفر حج به سرقت خرج سفر مبتلا میشود.

شيخ طاهر نجفى شب جمعهاى در مسجد کوفه، در نهايت سوء حال، با خدا مناجات میکند.

سید حسین احمدی برای تعمیر خانه به امام زمان علیه السلام متوسل میشود.

امیراسحاق استرآبادی در راه مکه از قافله باز میماند. از شدت تشنگی از زندگی ناامید میشود. امام زمان به فریاد او میرسند. حرز یمانی صحیح را نیز به او میآموزد.
سید حلّاوی قصیده شکواییهای ساخت که در آن به امام زمان، ارواحنا فداه، شکایتها دارد.

یک سید اصفهانی، در حرم حضرت سیدالشهدا، متوسل می شود که یا سیدالشهدا را ببیند یا امام زمان را.

بحرالعلوم یمنی از علمای زیدیه از سید ابوالحسن اصفهانی دلیلی قاطع بر وجود امام عصر طلب میکند. سید ابوالحسن از او دعوت میکند که به نجف آید.

سیدی از علما در مجلس دوستان امام زمان را میبیند که به عیادتش آمدهاند.

نعلبند اصفهانی در راه کربلا حیران میشود که با جنازه رفیقش چه کند.

امین الواعظین اردبیلی در حرم کاظمین در حین دعای سمات متوجه شخصی میشود که در کنارش نشسته است و به قرائت او گوش میدهد.

سید احمد رشتی در راه حج در تاریکی شب برفی از قافله باز میماند و به شدت مضطرب میشود.

آیتالله مرعشی نجفی در مسیر زیارت عسکریین و حرم سید محمد، در بیابان از شدت تشنگی و گرسنگی از هوش میرود و با عنایتی شگفت نجات مییابد.

علی بن ابراهیم بن مهزیار در جستجوی صاحب الزمان به حج میرود. روزی میبیند که در کعبه باز شد و با شخص جلیل القدری مواجه میشود.

سی نفر در مسجدالحرام کنار مستجار نشستهاند. جوانی از طواف بیرون میآید و دعای الحاح را به ایشان میآموزد و سپس در طواف میشود.

داستان ایجاد مقام صاحب الزمان در حلّه به نقل مشهور در افواه. شیخ علی حلاوی به حضرت گلایه میکرده که با این همه یاران مخلص که فقط در حله بیش از هزارند چرا ظهور نمیکنی؟

دختر آیت الله اراکی در طواف از ازدحام جمیعت نگران میشود. گفته میشود که به امام زمان توسل کن.

مردی شنیده بود که هر کس عمل استجاره در مسجد سهله را چهل شب چهارشنبه متوالی انجام دهد، توفیق دیدن امام زمان را مییابد. در نتیجه مشتاق شد عمل را انجام دهد.

محی الدین اربلی در مجلس پدرش بود که شخصی وارد شد و عمامه از سرش افتاد. آثار زخمی وحشتناک پیدا شد. وقتی از او پرسیدند، گفت ضربتی است که در صفین خوردم.

آیت الله موحد ابطحی به حرم امام رضا مشرف میشود و کرامتی از آن حضرت به ظهور میرسد. در همان حال خود را در محضر امام زمان نیز مییابد.

ملا علی محمد به تب لازم دچار میشود و طبیب او، سید علی شوشتری، از بهبود او مایوس میگردد. روزی به پیشنهاد یکی از رفقا به وادی السلام میرود.

ابن ابی البغل شب جمعهای در حرم کاظمین بیتوته میکند. در خلوت شب کسی برای زیارت وارد میشود و دعایی به نام دعای فرج به او میآموزد.

ابن قولویه به قصد دیدن آن کس که حجرالاسود را در جای خود قرار می دهد بار سفر به سوی کعبه می بندد.

جوانی از مادرش شنیده بود که ما امامی داریم که هر کس درمانده شد، بیچاره شد از همه جا، بریده شد، بگوید ”یا ابا صالح المهدی“، او به دادش می رسد.
حاج میرزا احمد پسر مرحوم آخوند و برادرش در ایوان حضرت امیر با کسی که علم رملی بلد بود ملاقات می کنند.

در زمان ورود روس ها به ایران، قبل از آمدن رضا خان، دکتر شیخ حسن خان با سربازی روبرو می شود که به سربازهای عادی نمی ماند. در نهایت چیزی در مورد عنایت امام عصر به عاشورا متوجه می شود

حاج علی بغدادی در راه بازگشت از کاظمین سید جلیل القدری را می بیند که او را به بازگشت و زیارت کاظمین علیهما السلام در شب جمعه ترغیب می کند.

آقای عسکری در راه مسجد جمکران در بیابان خارج قم با سیدی روبرو می شود که با نیزه ای روی زمین نقشه می کشد. با تعجب سر صحبت را باز می کند که از علت این کار جویا شود.

سید محمود مجتهدی سیستانی در جوانی در جستجوی کیمیاست که ندایی از غیب می رسد و او را به راه دیگری می خواند.

میرزا مهدی اصفهانی در طلب معارف الهیه حیران می شود که راه کدام است.

شیخ انصاری در حرم اميرالمؤمنين با کسی مواجه می شود که از ضمیر افراد خبر می دهد.

سید کریم کفاش ناچار خانه اجارهای را تخلیه میکند. با اثاث و خانواده، گوشه کوچه، در زمستان، به فکر میرود که چه کند.

یک شیعه قطیفی در راه زیارت امام رضا—علیه السلام—مورد عنایت امام زمان واقع میشود.

سید محمد قاضی با مردی جولا در دزفول مواجه میشود. در نتیجه این برخورد دچار انقلاب روحی شده و مسیر زندگیش تغییر میکند.

سید بحر العلوم ماجرای تشرف خود را برای میرزای قمی تعریف میکند و اینکه امام زمان او را به سینهاش چسبانيد.

علامه میرجهانی ده شب در حرم عسکریین بیتوته میکند، به امید دیدن امام زمان. صبح روز دهم به سرداب میرود برای دعا و زیارت.

سید بحر العلوم شوقی فزاینده در دلش نسبت به مسجد سهله میافتد. گویا کسی او را با آنجا میخواند. در آن مسجد کسی را مییابد که مشغول مناجاتی است عجیب.

محدث نورى—نوّر اللّه مرقده—در نجم ثاقب با یک واسطه از آخوند ملا زين العابدين سلماسى رحمه اللّه نقل میفرماید كه او فرمود: نماز كرديم با جناب سيّد [بحر العلوم] در حرم عسكريّين. پس چ
شیخ اسماعیل نمازی قدری به خدا گلایه میکند از بیمعرفتی مردم که به دیدن شاه رفتند و کسی به نماز جماعت حاضر نشد. در همین اثنا کسی وارد مسجد میشود.

داستان نامه امام عصر به آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی معروف است. در این نامه امام دستورات خاصی به ایشان میدهند.

محمد تقی بافقی در راه زیارت امام رضا چند بار ولی عصر را ملاقات میکند.

سید کریم کفاش به همراه امام زمان به زیارت امام رضا و مومنین میروند.
شیخ محمد کوفی به قصد احیای شب قدر به مسجد کوفه میرود و با آقای عالَم مواجه میشود. (روایت آیت الله ناصری)

ملا قاسم رشتی در تخت فولاد بدون سابقه با امام عصر مواجه میشود.
شهید ثانی در مسجد ابیض غرق عبادت خدا میشود و از قافله باز میماند.

شيخ مصطفی خبازيان در پایان ختمی چهل روزه در سرداب منزل با بقية الله و پيرمردی نورانی مواجه میشود.
اهل نجف گمان میکنند که صلحايى که در بینشان است بیش از ۳۱۳ نفرند و کسی را برای استفسار از امام انتخاب میکنند.

پدر آيت الله سیستانی در نتیجه یک ختم چهل روزه مشرف می شوند.

بزرگواری، که شاگرد شیخ حسنعلی نخودکی بوده است، شب جمعه، در حرم حضرات عسکریین به رسمی از عرب متوسل میشود و به مراد دل خود میرسد.

شیخ محمد کوفی به قصد احیای شب قدر به مسجد کوفه میرود و با آقای عالَم مواجه میشود. (روایت منتسب به آیت الله خویی)

شيخ عبد النبى اراکی از کسی که اهل ریاضت شرعی است دستوری میگیرد تا خدمت امام عصر مشرف شود. در نهایت متوجه جلالت سيد ابوالحسن اصفهانى میشود.

شيخ حسين رحيم چهل شب به مسجد کوفه میرود به امید دیدار امام.