رضیالدین محمد آوی از نزدیکان و دوستان سید بن طاووس بود؛ همان شخصیتی که در بحث استخاره با تسبیح نیز نام او محور سند قرار میگیرد. در این حکایت، گرفتاری او نزد یکی از امیران مغول به راهنمایی امام زمان علیهالسلام برای خواندن دعای عبرات پیوند میخورد.
رضیالدین آوی مدتی طولانی نزد یکی از امیران سلطان جرماغون گرفتار بود؛ با سختی و تنگی. در همان حال، در خواب امام زمان علیهالسلام را دید. گریست و عرض کرد که برای رهایی او از دست این ستمگران شفاعت کند.
- حضرت فرمود: دعای عبرات را بخوان.
- رضیالدین پرسید: دعای عبرات چیست؟
- حضرت فرمود: در مصباح توست.
- او گفت: مولای من، در مصباح من چنین دعایی نیست.
- حضرت فرمود: آن را نگاه کن، خواهی یافت.
رضیالدین از خواب بیدار شد، نماز صبح را خواند و کتاب مصباح خود را گشود. میان برگههای کتاب، ورقهای یافت که این دعا بر آن نوشته شده بود. آن دعا را چهل بار خواند.
آن امیر دو همسر داشت. یکی از آن دو زنی عاقل و مدبر بود و امیر در کارهای خود به او اعتماد زیادی داشت. وقتی نوبت او رسید و امیر نزدش آمد، زن از او پرسید: «آیا کسی از فرزندان امیرالمؤمنین علیهالسلام را گرفتهای؟»
امیر سبب پرسش را خواست. زن گفت در خواب شخصی را دیده است که گویا نور خورشید از چهرهاش میدرخشید. او گلوی زن را میان دو انگشت گرفت و فرمود که میبیند شوهرش فرزند او را گرفته و در خوراک و نوشیدنی بر او سخت گرفته است.
زن پرسید: «سرور من، شما کیستید؟» فرمود: «من علی بن ابیطالبم. به شوهرت بگو اگر او را آزاد نکند، خانهاش را ویران خواهم کرد.»
این خواب در میان دستگاه امیر منتشر شد. امیر گفت از چنین زندانیای خبر ندارد، اما کارگزارانش را فراخواند. آنان گفتند شیخ علویای هست که به دستور او بازداشت شده است. امیر دستور داد راه را برای او باز کنند؛ سپس اسبی به او دادند، مسیر خانهاش را نشانش دادند و رضیالدین آزاد شد.
جایگاه این حکایت
این گزارش از سنخ «تشرف در رؤیا» است، نه ملاقات بیداری. با این حال، در نقل جنة المأوى و منتهى الآمال، خواب رضیالدین آوی با رخداد بیرونی آزادی او همراه شده و به همین دلیل در کنار حکایتهای تشرف و عنایت امام زمان علیهالسلام آمده است.
پیوند با نقل سید بن طاووس
جنة المأوى پس از نقل حکایت، عبارتی از سید بن طاووس در پایان مهج الدعوات میآورد که پیوند این داستان را با متن دعا روشنتر میکند. سید بن طاووس از دوست و برادر معنوی خود، محمد بن محمد قاضی آوی، یاد میکند و میگوید آوی حادثهای شگفت برای او نقل کرده بود: این دعا را میان اوراق کتابهای خود یافت، در حالی که خودش آن را آنجا نگذاشته بود.
آوی از آن دعا نسخهای برداشت؛ اما پس از نسخهبرداری، دیگر به اصلِ ورقهای که یافته بود دست نیافت و آن اصل گم شد. سید بن طاووس سپس اشاره میکند که نسخهٔ دیگری نیز از راهی دیگر وجود دارد و میان آن دو نقل، اختلاف فراوان است. به همین جهت، در جنة المأوى متن دعا جداگانه و پس از این حکایت آمده است؛ و در این سایت نیز متن کامل دعا در صفحهٔ دعای عبرات منقول از امام زمان علیهالسلام آورده شده است.
از این رو، رضیالدین آوی در دو نقل مهم با سنت دعایی شیعه پیوند میخورد: در استخاره با تسبیح حلقهٔ اصلی نقل شیوهای منسوب به امام زمان علیهالسلام است؛ و در دعای عبرات، راوی حادثهای است که سید بن طاووس آن را با متن دعا پیوند میدهد. کنار هم گذاشتن این دو گزارش، جایگاه او را در نقلهای دعایی شیعه در قرن هفتم هجری روشنتر میکند.