
جوان مشهدی و آتش عشق امام زمان
جوان مشهدی، پای منبرهای ماه رمضان، در مسجد گوهرشاد، آتشی از عشق امام زمان به قلبش میافتد که او را از خواب و خوراک میاندازد.

جوان مشهدی، پای منبرهای ماه رمضان، در مسجد گوهرشاد، آتشی از عشق امام زمان به قلبش میافتد که او را از خواب و خوراک میاندازد.

طلبهٔ نوجوانی در یکی از زمستانهای سخت اصفهان، تنها کسی است که در مدرسه نیماورد میماند. پدرش به مدرسه میآید و با غضب شروع به توبیخ او میکند.

داستان تشرف شیخ محمد کوفی خدمت سید العالَم در مسجد کوفه به روایتی دیگر.
برای سید حسین حائری این سؤال پیش میآید که آیا مجلس روضهای که در دهه عاشورا برگزار میکند، مورد قبول ائمه است؟

شیخ محمد صاحبالزمانی در آغاز سفر حج به سرقت خرج سفر مبتلا میشود.

یک سید اصفهانی، در حرم حضرت سیدالشهدا، متوسل می شود که یا سیدالشهدا را ببیند یا امام زمان را.

سیدی از علما در مجلس دوستان امام زمان را میبیند که به عیادتش آمدهاند.

نعلبند اصفهانی در راه کربلا حیران میشود که با جنازه رفیقش چه کند.

آیت الله موحد ابطحی به حرم امام رضا مشرف میشود و کرامتی از آن حضرت به ظهور میرسد. در همان حال خود را در محضر امام زمان نیز مییابد.

ابن قولویه به قصد دیدن آن کس که حجرالاسود را در جای خود قرار می دهد بار سفر به سوی کعبه می بندد.

جوانی از مادرش شنیده بود که ما امامی داریم که هر کس درمانده شد، بیچاره شد از همه جا، بریده شد، بگوید ”یا ابا صالح المهدی“، او به دادش می رسد.
حاج میرزا احمد پسر مرحوم آخوند و برادرش در ایوان حضرت امیر با کسی که علم رملی بلد بود ملاقات می کنند.

در زمان ورود روس ها به ایران، قبل از آمدن رضا خان، دکتر شیخ حسن خان با سربازی روبرو می شود که به سربازهای عادی نمی ماند. در نهایت چیزی در مورد عنایت امام عصر به عاشورا متوجه می شود

بزرگواری، که شاگرد شیخ حسنعلی نخودکی بوده است، شب جمعه، در حرم حضرات عسکریین به رسمی از عرب متوسل میشود و به مراد دل خود میرسد.