یا ابن الحسن کجایی، من آمدم گدایی
یا ابن الحسن کجایی من آمدم گدایی (٢) مولا ما که لب تشنۀ دیدار توایم (٢) همه نادیده خریدار توایم نه خریدار، گرفتار توایم نه گرفتار که بیمار توایم یا ابن الحسن کجایی من آمدم گدایی (٢
یا ابن الحسن کجایی من آمدم گدایی (٢) مولا ما که لب تشنۀ دیدار توایم (٢) همه نادیده خریدار توایم نه خریدار، گرفتار توایم نه گرفتار که بیمار توایم یا ابن الحسن کجایی من آمدم گدایی (٢

شیخ اسماعیل نمازی، به همراه کاروانی از حجاج ایرانی، در راه بازگشت از حج، در بیابانهای عربستان راه را گم میکنند؛ تا اینکه بنزین و آب هم تمام میشود.

بزرگواری، که شاگرد شیخ حسنعلی نخودکی بوده است، شب جمعه، در حرم حضرات عسکریین به رسمی از عرب متوسل میشود و به مراد دل خود میرسد.