تشرف سید عبد الله قزوینی و همسرش و دو خانم دیگر در مسجد سهله
شیخ علیاکبر نهاوندی در العبقری الحسان در جلد ۲، عبقریه ۱۰ (در معجزات ولی عصر) مسکه ۱۹ (ص ۴۸۴) حکایتی را نقل میکند از میرزا هادی [بجستانی] از سید عبد الله قزوینی که شبی به همراه ه
شیخ علیاکبر نهاوندی در العبقری الحسان در جلد ۲، عبقریه ۱۰ (در معجزات ولی عصر) مسکه ۱۹ (ص ۴۸۴) حکایتی را نقل میکند از میرزا هادی [بجستانی] از سید عبد الله قزوینی که شبی به همراه ه
شیخ علیاکبر نهاوندی در العبقری الحسان در جلد ۲، عبقریه ۱۰ (در معجزات ولی عصر) مسکه ۳۳ دو تشرف از شیخ علیاکبر روضهخوان تبریزی نقل کرده است یک بار در مسجد کوفه و یک بار در حرم


در كتاب العبقری الحسان حکایتی نقل شده است از تشرف سید حمود بغدادی در مسجد صعصعه، خدمت امام زمان.

داستان تشرف خادم مدرسه طالبیه تبریز معروف است. در این داستان به حلقههای سهگانه یاران امام زمان و کیفیت استخدام و نقل و انتقال آنها اشاره شده است.

تشرف ابو راجح حمامی از اهالی حله معروف است. حاکم حلّه او را به جرم دشنام دادن به صحابه چنان مجازات میکند که مرگ خود را نزدیک میبیند. در آن حال به امام زمان متوسل میشود.

فرازی از خطبه غدیر، در بیان اوصافی از مهدی عليه السلام، از جمله وصف او به خاتم الائمه.

شيخ طاهر نجفى شب جمعهاى در مسجد کوفه، در نهايت سوء حال، با خدا مناجات میکند.
روایتی از امام رضا علیه السلام که در آن این عبارت به کار رفته: بر او است گریبان های نور که از شعاع ضیاء قدس میدرخشد.

علی بن ابراهیم بن مهزیار در جستجوی صاحب الزمان به حج میرود. روزی میبیند که در کعبه باز شد و با شخص جلیل القدری مواجه میشود.

داستان ایجاد مقام صاحب الزمان در حلّه به نقل مشهور در افواه. شیخ علی حلاوی به حضرت گلایه میکرده که با این همه یاران مخلص که فقط در حله بیش از هزارند چرا ظهور نمیکنی؟

مردی شنیده بود که هر کس عمل استجاره در مسجد سهله را چهل شب چهارشنبه متوالی انجام دهد، توفیق دیدن امام زمان را مییابد. در نتیجه مشتاق شد عمل را انجام دهد.

حاج علی بغدادی در راه بازگشت از کاظمین سید جلیل القدری را می بیند که او را به بازگشت و زیارت کاظمین علیهما السلام در شب جمعه ترغیب می کند.
از آیاتی که به عصر ظهور حضرت مهدی تاویل شده آیه ۵۵ سوره نور است که در آن خدا به مومنین وعده ای موکد میدهد که ایشان را در زمین خلیفه قرار دهد.

علامه میرجهانی ده شب در حرم عسکریین بیتوته میکند، به امید دیدن امام زمان. صبح روز دهم به سرداب میرود برای دعا و زیارت.
شیخ اسماعیل نمازی قدری به خدا گلایه میکند از بیمعرفتی مردم که به دیدن شاه رفتند و کسی به نماز جماعت حاضر نشد. در همین اثنا کسی وارد مسجد میشود.

شيخ مصطفی خبازيان در پایان ختمی چهل روزه در سرداب منزل با بقية الله و پيرمردی نورانی مواجه میشود.

پدر آيت الله سیستانی در نتیجه یک ختم چهل روزه مشرف می شوند.

شيخ حسين رحيم چهل شب به مسجد کوفه میرود به امید دیدار امام.