
حاج سید محمد تقی مشیری، درد پا و تشرف از طریق جفر
آقای شریف رازی در کتاب گنجینه دانشمندان (ج ۱ ص ۱۹۸) داستانی را از تشرف سید محمد تقی مشیری نقل میکند. ایشان موفق میشود از طریق علم جفر زمان حضور امام زمان در حرم امام رضا علیهما ا

آقای شریف رازی در کتاب گنجینه دانشمندان (ج ۱ ص ۱۹۸) داستانی را از تشرف سید محمد تقی مشیری نقل میکند. ایشان موفق میشود از طریق علم جفر زمان حضور امام زمان در حرم امام رضا علیهما ا

آقای مسعود پور سید آقایی در کتاب « میر مهر (جلوههای محبت امام زمان علیهالسلام) » داستان تشییع جنازه آقای گلپایگانی توسط امام زمان و یارانشان را از کتاب «شیفتگان حضرت مهدی»، ج ۲،
در کتاب فلاح السائل (ص ۱۷۶) از خادم امام صادق نقل شده است که آن حضرت دعاهایی داشت که به دنبال هر نماز واجب میخواند (كَانَ لَهُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ دَعَوَاتٌ يَدْعُو بِهِنَّ فِي عَ
سید علی اکبر ابوترابی در شب عاشورا در مسجد جمکران، طبق نقل خودش، خدمت امام عصر مشرف میشود.
داستان ملاقات دکتر شیخ حسن خان، در زمان قاجار، در یکی از جنگهای ایران و روس، با کسی که با امام زمان مربوط بود، به نقل از آیت الله وحید خراسانی گذشت. آقای شیخ صادق فائق، نقل مفصلتر
در مصباح المتهجد (ج ۱ ص ۱۵۱) دو دعا از امام رضا علیه السلام بعد از رکعت هشتم از نافله شب (نماز شب) نقل شده است که دعای دوم در سجده شکر خوانده میشود. متن دعای نماز شب منقول از امام
حماد بن عثمان در کنار امام صادق شب بیست و یکم ماه رمضان را تا صبح به عبادت میگذراند و پس از نماز صبح دعایی را از امام میشنود با مطلع لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ مُقَلِّبَ اَلْقُلُوب

کتاب میر مهر، جلوه های محبت امام زمان ، داستانی را در مورد نامهای از امام زمان که در یکی از مساجد لبنان پیدا شد، آورده است. این داستان به نقل از کتاب انتظارات امام زمان (ص ۵٨) و آ

آقای سید ابوالحسن مهدوی در مجله موعود شماره ۹۶ (اردیبهشت ۱۳۸۸) تشرفی را از قول یکی خطبای مشهد نقل میکنند. تشرف برای یک راننده کامیون و پیش از انقلاب اتفاق افتاده است. آقای مسعود ع

شیخ علی فریدة الاسلام کاشانی در حین خواندن نمازی با حضور قلب، خدمت امام زمان مشرف میشود.

سید مرتضی نجفی در مسجد کوفه برای وضو گرفتن به محل معروف به تنور میرود. در آنجا با کسی روبرو میشود که در نهایت وقار و طمانینه مشغول وضو گرفتن است.

تشرف ابو راجح حمامی از اهالی حله معروف است. حاکم حلّه او را به جرم دشنام دادن به صحابه چنان مجازات میکند که مرگ خود را نزدیک میبیند. در آن حال به امام زمان متوسل میشود.

یکی از علمای نجف با خود فکر میکند که آیا توسل به حضرت اباالفضل، با وجود امام زمان، جایز است؟

ریان بن شبیب روز اول محرم بر امام رضا وارد میشود و بیانی جامع از امام در مورد مصیبت امام حسین و فضیلت آن چه به آن حضرت اختصاص دارد میشنود.

سيد عزيز اللّه تهرانى با وجود ضعف مزاج و بدون داشتن توشه، عزم پیاده رفتن به حج میکند و زیر قبه امام حسین فراهم شدن اسباب آن را از خدا میخواهد.

سید محمد مهدی مرتضوی لنگرودی از انجام طواف مطابق مذهب جعفری، ناامید میشود. با دلی شکسته به خدا متوسل میشود که با امام زمان طواف کند.
آیتالله مرعشی نجفی در ایام اقامت در سامرا، برای برآورده شدن حاجتهای خود شبها در سرداب مقدس بیتوته میکند و با سیدی حجازی روبهرو میشود.

محمد على جولاگر دزفولی در قبال خدمتی که به شیعه امام زمان میکند، مورد عنایت حضرت واقع میشود.
امام زمان به ابن ابی جواد نعمانی مناجاتی را تعلیم میدهند که در نماز (در مقام ایشان) خوانده میشود.

مردی کاشانی در اثر بیماری، در سفر حج، در نجف زمینگیر میشود. روزی در مقام قائم (ظاهرا در وادی السلام) با اندوه به فکر فرو میرود که عاقبت من چه خواهد شد.

حاج محمدعلی فشندی، در ایام حج، یک شب زودتر به عرفات میرود برای مهیا کردن مقدمات.

روایتی از امام کاظم علیه السلام که مشتمل است بر دعای حضرت برای امام زمان بعد از نماز عصر.

داستان تشرف شیخ محمد کوفی خدمت سید العالَم در مسجد کوفه به روایتی دیگر.

شیخ اسماعیل نمازی، به همراه کاروانی از حجاج ایرانی، در راه بازگشت از حج، در بیابانهای عربستان راه را گم میکنند؛ تا اینکه بنزین و آب هم تمام میشود.

شيخ طاهر نجفى شب جمعهاى در مسجد کوفه، در نهايت سوء حال، با خدا مناجات میکند.

یک سید اصفهانی، در حرم حضرت سیدالشهدا، متوسل می شود که یا سیدالشهدا را ببیند یا امام زمان را.

بحرالعلوم یمنی از علمای زیدیه از سید ابوالحسن اصفهانی دلیلی قاطع بر وجود امام عصر طلب میکند. سید ابوالحسن از او دعوت میکند که به نجف آید.

سیدی از علما در مجلس دوستان امام زمان را میبیند که به عیادتش آمدهاند.

نعلبند اصفهانی در راه کربلا حیران میشود که با جنازه رفیقش چه کند.

امین الواعظین اردبیلی در حرم کاظمین در حین دعای سمات متوجه شخصی میشود که در کنارش نشسته است و به قرائت او گوش میدهد.

سید احمد رشتی در راه حج در تاریکی شب برفی از قافله باز میماند و به شدت مضطرب میشود.

آیتالله مرعشی نجفی در مسیر زیارت عسکریین و حرم سید محمد، در بیابان از شدت تشنگی و گرسنگی از هوش میرود و با عنایتی شگفت نجات مییابد.

علی بن ابراهیم بن مهزیار در جستجوی صاحب الزمان به حج میرود. روزی میبیند که در کعبه باز شد و با شخص جلیل القدری مواجه میشود.

سی نفر در مسجدالحرام کنار مستجار نشستهاند. جوانی از طواف بیرون میآید و دعای الحاح را به ایشان میآموزد و سپس در طواف میشود.

مردی شنیده بود که هر کس عمل استجاره در مسجد سهله را چهل شب چهارشنبه متوالی انجام دهد، توفیق دیدن امام زمان را مییابد. در نتیجه مشتاق شد عمل را انجام دهد.

آیت الله موحد ابطحی به حرم امام رضا مشرف میشود و کرامتی از آن حضرت به ظهور میرسد. در همان حال خود را در محضر امام زمان نیز مییابد.

ابن ابی البغل شب جمعهای در حرم کاظمین بیتوته میکند. در خلوت شب کسی برای زیارت وارد میشود و دعایی به نام دعای فرج به او میآموزد.

آقای عسکری در راه مسجد جمکران در بیابان خارج قم با سیدی روبرو می شود که با نیزه ای روی زمین نقشه می کشد. با تعجب سر صحبت را باز می کند که از علت این کار جویا شود.
از آیاتی که به عصر ظهور حضرت مهدی تاویل شده آیه ۵۵ سوره نور است که در آن خدا به مومنین وعده ای موکد میدهد که ایشان را در زمین خلیفه قرار دهد.

سید محمد قاضی با مردی جولا در دزفول مواجه میشود. در نتیجه این برخورد دچار انقلاب روحی شده و مسیر زندگیش تغییر میکند.

علامه میرجهانی ده شب در حرم عسکریین بیتوته میکند، به امید دیدن امام زمان. صبح روز دهم به سرداب میرود برای دعا و زیارت.

محدث نورى—نوّر اللّه مرقده—در نجم ثاقب با یک واسطه از آخوند ملا زين العابدين سلماسى رحمه اللّه نقل میفرماید كه او فرمود: نماز كرديم با جناب سيّد [بحر العلوم] در حرم عسكريّين. پس چ
شیخ اسماعیل نمازی قدری به خدا گلایه میکند از بیمعرفتی مردم که به دیدن شاه رفتند و کسی به نماز جماعت حاضر نشد. در همین اثنا کسی وارد مسجد میشود.

محمد تقی بافقی در راه زیارت امام رضا چند بار ولی عصر را ملاقات میکند.
شیخ محمد کوفی به قصد احیای شب قدر به مسجد کوفه میرود و با آقای عالَم مواجه میشود. (روایت آیت الله ناصری)
شهید ثانی در مسجد ابیض غرق عبادت خدا میشود و از قافله باز میماند.

شيخ مصطفی خبازيان در پایان ختمی چهل روزه در سرداب منزل با بقية الله و پيرمردی نورانی مواجه میشود.

شیخ محمد کوفی به قصد احیای شب قدر به مسجد کوفه میرود و با آقای عالَم مواجه میشود. (روایت منتسب به آیت الله خویی)

شيخ حسين رحيم چهل شب به مسجد کوفه میرود به امید دیدار امام.