تشرف شیخ حسن تویسرکانی در خواب و دعای حضرت حجّت برای او
شیخ علیاکبر نهاوندی در العبقری الحسان در جلد ۲، عبقریه ۱۰ (در معجزات ولی عصر) مسکه ۳ (ص ۴۵۶) حکایتی را نقل میکند از عالمی از اهل تویسرکان که به قصد دعا برای بهبود معیشت به کربلا
شیخ علیاکبر نهاوندی در العبقری الحسان در جلد ۲، عبقریه ۱۰ (در معجزات ولی عصر) مسکه ۳ (ص ۴۵۶) حکایتی را نقل میکند از عالمی از اهل تویسرکان که به قصد دعا برای بهبود معیشت به کربلا

در احوالات شیخ انصاری نقل میکنند که ایشان گاهی با خواندن زیارت جامعه، برای تشرف خدمت ولی عصر اجازه میگرفته است

یکی از علمای نجف با خود فکر میکند که آیا توسل به حضرت اباالفضل، با وجود امام زمان، جایز است؟

علامه محمدتقی مجلسی در کتاب لوامع صاحبقرانی، در تایید صحت زیارت جامعه، مکاشفه خود را نقل میکند.

شيخ عبدالحسين حويزاوى در خواب مجلسی را میبیند که در آن امام زمان با رییس بلديّه نجف گفتگو میکنند.

سيد عزيز اللّه تهرانى با وجود ضعف مزاج و بدون داشتن توشه، عزم پیاده رفتن به حج میکند و زیر قبه امام حسین فراهم شدن اسباب آن را از خدا میخواهد.

محمد على جولاگر دزفولی در قبال خدمتی که به شیعه امام زمان میکند، مورد عنایت حضرت واقع میشود.

مردی کاشانی در اثر بیماری، در سفر حج، در نجف زمینگیر میشود. روزی در مقام قائم (ظاهرا در وادی السلام) با اندوه به فکر فرو میرود که عاقبت من چه خواهد شد.

داستان تشرف شیخ محمد کوفی خدمت سید العالَم در مسجد کوفه به روایتی دیگر.
برای سید حسین حائری این سؤال پیش میآید که آیا مجلس روضهای که در دهه عاشورا برگزار میکند، مورد قبول ائمه است؟

شیخ محمد صاحبالزمانی در آغاز سفر حج به سرقت خرج سفر مبتلا میشود.

شيخ طاهر نجفى شب جمعهاى در مسجد کوفه، در نهايت سوء حال، با خدا مناجات میکند.

بحرالعلوم یمنی از علمای زیدیه از سید ابوالحسن اصفهانی دلیلی قاطع بر وجود امام عصر طلب میکند. سید ابوالحسن از او دعوت میکند که به نجف آید.

امین الواعظین اردبیلی در حرم کاظمین در حین دعای سمات متوجه شخصی میشود که در کنارش نشسته است و به قرائت او گوش میدهد.

داستان ایجاد مقام صاحب الزمان در حلّه به نقل مشهور در افواه. شیخ علی حلاوی به حضرت گلایه میکرده که با این همه یاران مخلص که فقط در حله بیش از هزارند چرا ظهور نمیکنی؟

مردی شنیده بود که هر کس عمل استجاره در مسجد سهله را چهل شب چهارشنبه متوالی انجام دهد، توفیق دیدن امام زمان را مییابد. در نتیجه مشتاق شد عمل را انجام دهد.

ملا علی محمد به تب لازم دچار میشود و طبیب او، سید علی شوشتری، از بهبود او مایوس میگردد. روزی به پیشنهاد یکی از رفقا به وادی السلام میرود.

جوانی از مادرش شنیده بود که ما امامی داریم که هر کس درمانده شد، بیچاره شد از همه جا، بریده شد، بگوید ”یا ابا صالح المهدی“، او به دادش می رسد.

حاج علی بغدادی در راه بازگشت از کاظمین سید جلیل القدری را می بیند که او را به بازگشت و زیارت کاظمین علیهما السلام در شب جمعه ترغیب می کند.

میرزا مهدی اصفهانی در طلب معارف الهیه حیران می شود که راه کدام است.

شیخ انصاری در حرم اميرالمؤمنين با کسی مواجه می شود که از ضمیر افراد خبر می دهد.

سید محمد قاضی با مردی جولا در دزفول مواجه میشود. در نتیجه این برخورد دچار انقلاب روحی شده و مسیر زندگیش تغییر میکند.

سید بحر العلوم ماجرای تشرف خود را برای میرزای قمی تعریف میکند و اینکه امام زمان او را به سینهاش چسبانيد.

سید بحر العلوم شوقی فزاینده در دلش نسبت به مسجد سهله میافتد. گویا کسی او را با آنجا میخواند. در آن مسجد کسی را مییابد که مشغول مناجاتی است عجیب.

در کانال تلگرامی حجره فقاهت، دعایی برای تعجیل در فرج امام زمان، از دستخط آیت الله سيد علی میلانی، از استادشان آیت الله مستنبط، از شيخ محمد كوفی نقل شده است

محمد تقی بافقی در راه زیارت امام رضا چند بار ولی عصر را ملاقات میکند.
اهل نجف گمان میکنند که صلحايى که در بینشان است بیش از ۳۱۳ نفرند و کسی را برای استفسار از امام انتخاب میکنند.

شیخ محمد کوفی به قصد احیای شب قدر به مسجد کوفه میرود و با آقای عالَم مواجه میشود. (روایت منتسب به آیت الله خویی)

شيخ عبد النبى اراکی از کسی که اهل ریاضت شرعی است دستوری میگیرد تا خدمت امام عصر مشرف شود. در نهایت متوجه جلالت سيد ابوالحسن اصفهانى میشود.

شيخ حسين رحيم چهل شب به مسجد کوفه میرود به امید دیدار امام.