
گم کردن خانه در مشهد و راهنمایی امام زمان علیهالسلام
حکایت حسین عبد الزبیدی و همراهانش که پس از زیارت امام رضا علیهالسلام در مشهد، خانهٔ اجارهای خود را گم کردند و جوانی باهیبت آنان را به خانه رساند.

حکایت حسین عبد الزبیدی و همراهانش که پس از زیارت امام رضا علیهالسلام در مشهد، خانهٔ اجارهای خود را گم کردند و جوانی باهیبت آنان را به خانه رساند.
آقای کریمی جهرمی در کتاب «عنایات حضرت مهدی موعود (عج) به علماء و مراجع تقلید»، ص ۱۹۱ ، داستانی را بیواسطه از آقای گلپایگانی نقل میکنند که ایشان برای پرداخت قرضی که برای شهریه طلا

آقای سید ابوالحسن مهدوی در مجله موعود شماره ۹۶ (اردیبهشت ۱۳۸۸) تشرفی را از قول یکی خطبای مشهد نقل میکنند. تشرف برای یک راننده کامیون و پیش از انقلاب اتفاق افتاده است. آقای مسعود ع

آقای مرتضی لطیفی، در گفتگویی با مجله موعود خاطراتی از زندگی پدر خود، حاج قدرت الله لطیفی، رئیس فقید هیئت امنای مسجد مقدس جمکران، نقل میکنند. از جمله تشرفی که برای حاج قدرت الله در

جوان مشهدی، پای منبرهای ماه رمضان، در مسجد گوهرشاد، آتشی از عشق امام زمان به قلبش میافتد که او را از خواب و خوراک میاندازد.
مردی کاشانی در اثر بیماری، در سفر حج، در نجف زمینگیر میشود. روزی در مقام قائم (ظاهرا در وادی السلام) با اندوه به فکر فرو میرود که عاقبت من چه خواهد شد.

شیخ اسماعیل نمازی، به همراه کاروانی از حجاج ایرانی، در راه بازگشت از حج، در بیابانهای عربستان راه را گم میکنند؛ تا اینکه بنزین و آب هم تمام میشود.

شیخ محمد صاحبالزمانی در آغاز سفر حج به سرقت خرج سفر مبتلا میشود.

سید حسین احمدی برای تعمیر خانه به امام زمان علیه السلام متوسل میشود.

بحرالعلوم یمنی از علمای زیدیه از سید ابوالحسن اصفهانی دلیلی قاطع بر وجود امام عصر طلب میکند. سید ابوالحسن از او دعوت میکند که به نجف آید.

داستان ایجاد مقام صاحب الزمان در حلّه به نقل مشهور در افواه. شیخ علی حلاوی به حضرت گلایه میکرده که با این همه یاران مخلص که فقط در حله بیش از هزارند چرا ظهور نمیکنی؟

آیت الله موحد ابطحی به حرم امام رضا مشرف میشود و کرامتی از آن حضرت به ظهور میرسد. در همان حال خود را در محضر امام زمان نیز مییابد.

ابن ابی البغل شب جمعهای در حرم کاظمین بیتوته میکند. در خلوت شب کسی برای زیارت وارد میشود و دعایی به نام دعای فرج به او میآموزد.

حاج علی بغدادی در راه بازگشت از کاظمین سید جلیل القدری را می بیند که او را به بازگشت و زیارت کاظمین علیهما السلام در شب جمعه ترغیب می کند.
شیخ اسماعیل نمازی قدری به خدا گلایه میکند از بیمعرفتی مردم که به دیدن شاه رفتند و کسی به نماز جماعت حاضر نشد. در همین اثنا کسی وارد مسجد میشود.

محمد تقی بافقی در راه زیارت امام رضا چند بار ولی عصر را ملاقات میکند.

پدر آيت الله سیستانی در نتیجه یک ختم چهل روزه مشرف می شوند.