
شیخ اسماعیل جاپلقی در راه شاهرود و استخر و قهوهخانه
حسین کریمی قمی در کتاب آیینه اسرار داستانی را از قول شیخ مرتضی حائری یزدی نقل میکند از باز ماندن شیخ اسماعیل جاپلقی از قافله و رسیدن در راه به استخر و قهوهخانهای که بعدها معلوم

حسین کریمی قمی در کتاب آیینه اسرار داستانی را از قول شیخ مرتضی حائری یزدی نقل میکند از باز ماندن شیخ اسماعیل جاپلقی از قافله و رسیدن در راه به استخر و قهوهخانهای که بعدها معلوم

داستانی است از تشرف جوانی روستایی که بدون اینکه از اهل علم باشد، پس از وفات پدرش که روحانی روستایی بود، به جای او مینشیند، به سوالات شرعی آنها جواب میدهد و … و روزی ناگهان پشیمان