
حاج سید محمد تقی مشیری، درد پا و تشرف از طریق جفر
آقای شریف رازی در کتاب گنجینه دانشمندان (ج ۱ ص ۱۹۸) داستانی را از تشرف سید محمد تقی مشیری نقل میکند. ایشان موفق میشود از طریق علم جفر زمان حضور امام زمان در حرم امام رضا علیهما ا

آقای شریف رازی در کتاب گنجینه دانشمندان (ج ۱ ص ۱۹۸) داستانی را از تشرف سید محمد تقی مشیری نقل میکند. ایشان موفق میشود از طریق علم جفر زمان حضور امام زمان در حرم امام رضا علیهما ا
آقای کریمی جهرمی در کتاب «عنایات حضرت مهدی موعود (عج) به علماء و مراجع تقلید»، ص ۱۹۱ ، داستانی را بیواسطه از آقای گلپایگانی نقل میکنند که ایشان برای پرداخت قرضی که برای شهریه طلا

در کتاب تاریخچه مسجد مقدس جمکران (ص ۱۴) داستان تشرفی آمده که در آن امام زمان در شبی سرد و برفی به صورت سید جوانی نزد شیخ محمدتقی بافقی و همراهانش که برای بیتوته به مسجد جمکران رفته

آقای معاونیان داستانی از سفر خود به حرم عسکریین نقل میکنند که در بدو ورود، از شدت خستگی میخوابند و رویای صادقهای میبینند. در ضمن گفتگو با شیخ سیف العائدی، امام جماعت و مسوول فر

در کتاب « گزارشی مستند از تشرف حسن بن مثله جمکرانی به محضر امام عصر علیهالسلام » (ص ۹۴) داستانی از شیخ مرتضی حائری نقلشده است که ایشان در مسجد جمکران بوی عطر خاصی استشمام کردند.

در کتاب صحیفه رضویه تالیف سید مرتضی مجتهدی سیستانی (ص ۱۳۲) داستان تشرفی نقلشده است که در آن دو دانشجوی آمریکایی در جستجوی حقیقت به مشهد مقدس میرسند و طی جریانی به دیدار امام رضا

آقای سید محمدتقی مدرسی داستان زیر را از تشرف شخصی غیر ایرانی و بخشی از گفتگوی ایشان با امام زمان را بر منبری نقل کردند. حضرت جواب مطلبی را با داستانی تمثیلی در مورد قالی کاشان دادن

داستانی است از تشرف جوانی روستایی که بدون اینکه از اهل علم باشد، پس از وفات پدرش که روحانی روستایی بود، به جای او مینشیند، به سوالات شرعی آنها جواب میدهد و … و روزی ناگهان پشیمان

آقای شیخ حسن یوسفی داستان تشرف زیر را از قول صاحب تشرف بدون واسطه نقل میکنند. خدا حضرت حاج شیخ عبدالکریم حقیقت را حفظ کند. خودشان این را برای من بیان کردند. میفرمود ما مدرسهٔ آیت

تشرف دو نفر طلبه در راه خانقین و قصر شیرین در بازگشت از سفر عتبات.

آقای یوسفی نقل میکند که یکی از علما امام زمان را در حرم امام حسین در حال دعا کردن برای شیعیان میبیند.

سید علی اکبر ابوترابی در شب عاشورا در مسجد جمکران، طبق نقل خودش، خدمت امام عصر مشرف میشود.
داستان ملاقات دکتر شیخ حسن خان، در زمان قاجار، در یکی از جنگهای ایران و روس، با کسی که با امام زمان مربوط بود، به نقل از آیت الله وحید خراسانی گذشت. آقای شیخ صادق فائق، نقل مفصلتر
آیت الله انصاری اهوازی برای کمک به دوستاش که زن در حال زایمان داشت با امام زمان درد دل میکند.

داستان تشرف یکی از هم مدرسهایهای منبری معروف (به احتمال زیاد مرحوم خبازیان) در مراسم نیمه شعبان در اهواز.

از استاد شیخ حسنعلی نخودکی (احتمالا سید مرتضی کشمیری) نقل میکنند که شاگردی داشت که درس را رها کرد و به قرآن خواندن در بیابان روی آورد. مداومت بر تلاوت قرآن در نهایت او را به ولی ع

تشرف عالم مازندرانی که عادتی داشت که هر بار به حرم امام رضا مشرف میشد، برای فرج امام زمان دعای کوتاهی میکرد.

عنایت امام زمان به شیخ محمدباقر علم الهدی در گرفتاری مالی ایشان.

مرحوم آیت اللهی در مدینه منوره سخنرانی شخصی را در دفاع از ایمان حضرت ابوطالب میشنود. با قرائنی یقین میکند که او امام زمان بوده است.

کتاب میر مهر، جلوه های محبت امام زمان ، داستانی را در مورد نامهای از امام زمان که در یکی از مساجد لبنان پیدا شد، آورده است. این داستان به نقل از کتاب انتظارات امام زمان (ص ۵٨) و آ

سرآشپز مضیف حرم عسکریین (مهمانسرای حرم)، پس از اینکه تصمیم میگیرد خدمت در حرم را ترک کند، در رویا، خدمت امام زمان میرسد. آقای معاونیان داستان را از شیخ سعد الغامدی متولی حرم عسک

آقای سید ابوالحسن مهدوی داستان تشرفی را از حاج آقا رضا هرندی نقل میکنند. ایشان در پی چند شب منبری که بر علیه بهائیت میرود، گرفتار توطئه جمعی از آنان میشود.

آقای سید ابوالحسن مهدوی در مجله موعود شماره ۹۶ (اردیبهشت ۱۳۸۸) تشرفی را از قول یکی خطبای مشهد نقل میکنند. تشرف برای یک راننده کامیون و پیش از انقلاب اتفاق افتاده است. آقای مسعود ع

شیخ علی فریدة الاسلام کاشانی در حین خواندن نمازی با حضور قلب، خدمت امام زمان مشرف میشود.

آقای مرتضی لطیفی، در گفتگویی با مجله موعود خاطراتی از زندگی پدر خود، حاج قدرت الله لطیفی، رئیس فقید هیئت امنای مسجد مقدس جمکران، نقل میکنند. از جمله تشرفی که برای حاج قدرت الله در

داستان تشرف خادم مدرسه طالبیه تبریز معروف است. در این داستان به حلقههای سهگانه یاران امام زمان و کیفیت استخدام و نقل و انتقال آنها اشاره شده است.

نقل مفصل تشرف آیتالله مرعشی نجفی در مسجد سهله و سفارشهای امام زمان علیهالسلام درباره استخاره، نماز، تلاوت قرآن و پرهیز از فضول معاش.

سید محمد باقر دامغانی در پی شدت یافتن بیماری سل به استاد خود میرزا مهدی اصفهانی شکایت میکند.

کربلایی محمد و میرزای تسبیحسازان تصمیم میگریند که، برخلاف معمول، پول خمس را به جای میرزا مهدی اصفهانی مستقیما به آسید ابوالحسن اصفهانی بدهند.

کسی تصمیم میگیرد، شبی در مسجد جمکران، هر چه دعا در مفاتیح در مورد امام زمان است بخواند تا مگر به دیدار او نائل شود.

سید عدنان از خدّام حرمِ عسکریین، برای شفای زنش که به سرطان مبتلا شده است، پس از ناکامی در توسلات، به دلش میافتد که به نرجس خاتون متوسل شود.

یکی از علمای نجف با خود فکر میکند که آیا توسل به حضرت اباالفضل، با وجود امام زمان، جایز است؟

مشهور است که هر کس قصیده ابن العرندس را در مجلسی بخواند، امام زمان حاضر میشود. شیخ عبدالزهراء کعبی در جستجوی این قصیده ناکام میماند تا این که روزی ... .

شيخ عبدالحسين حويزاوى در خواب مجلسی را میبیند که در آن امام زمان با رییس بلديّه نجف گفتگو میکنند.

سيد عزيز اللّه تهرانى با وجود ضعف مزاج و بدون داشتن توشه، عزم پیاده رفتن به حج میکند و زیر قبه امام حسین فراهم شدن اسباب آن را از خدا میخواهد.

سید محمد مهدی مرتضوی لنگرودی از انجام طواف مطابق مذهب جعفری، ناامید میشود. با دلی شکسته به خدا متوسل میشود که با امام زمان طواف کند.
آیتالله مرعشی نجفی در ایام اقامت در سامرا، برای برآورده شدن حاجتهای خود شبها در سرداب مقدس بیتوته میکند و با سیدی حجازی روبهرو میشود.

شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی یک سال برای دیدار به حضرت متوسل میشود.
امام زمان به ابن ابی جواد نعمانی مناجاتی را تعلیم میدهند که در نماز (در مقام ایشان) خوانده میشود.

جوان مشهدی، پای منبرهای ماه رمضان، در مسجد گوهرشاد، آتشی از عشق امام زمان به قلبش میافتد که او را از خواب و خوراک میاندازد.

طلبهٔ نوجوانی در یکی از زمستانهای سخت اصفهان، تنها کسی است که در مدرسه نیماورد میماند. پدرش به مدرسه میآید و با غضب شروع به توبیخ او میکند.
مردی کاشانی در اثر بیماری، در سفر حج، در نجف زمینگیر میشود. روزی در مقام قائم (ظاهرا در وادی السلام) با اندوه به فکر فرو میرود که عاقبت من چه خواهد شد.

حاج محمدعلی فشندی، در ایام حج، یک شب زودتر به عرفات میرود برای مهیا کردن مقدمات.

داستان تشرف شیخ محمد کوفی خدمت سید العالَم در مسجد کوفه به روایتی دیگر.

سید محسن امین برای دیدار امام زمان در موسم حج، سالها در مکه میماند. در این مدت با شریف مکه دوست میشود.
برای سید حسین حائری این سؤال پیش میآید که آیا مجلس روضهای که در دهه عاشورا برگزار میکند، مورد قبول ائمه است؟

شیخ اسماعیل نمازی، به همراه کاروانی از حجاج ایرانی، در راه بازگشت از حج، در بیابانهای عربستان راه را گم میکنند؛ تا اینکه بنزین و آب هم تمام میشود.

سید حسین احمدی برای تعمیر خانه به امام زمان علیه السلام متوسل میشود.

یک سید اصفهانی، در حرم حضرت سیدالشهدا، متوسل می شود که یا سیدالشهدا را ببیند یا امام زمان را.

بحرالعلوم یمنی از علمای زیدیه از سید ابوالحسن اصفهانی دلیلی قاطع بر وجود امام عصر طلب میکند. سید ابوالحسن از او دعوت میکند که به نجف آید.

سیدی از علما در مجلس دوستان امام زمان را میبیند که به عیادتش آمدهاند.

آیتالله مرعشی نجفی در مسیر زیارت عسکریین و حرم سید محمد، در بیابان از شدت تشنگی و گرسنگی از هوش میرود و با عنایتی شگفت نجات مییابد.

آیت الله موحد ابطحی به حرم امام رضا مشرف میشود و کرامتی از آن حضرت به ظهور میرسد. در همان حال خود را در محضر امام زمان نیز مییابد.

سید محمود مجتهدی سیستانی در جوانی در جستجوی کیمیاست که ندایی از غیب می رسد و او را به راه دیگری می خواند.

میرزا مهدی اصفهانی در طلب معارف الهیه حیران می شود که راه کدام است.

سید کریم کفاش ناچار خانه اجارهای را تخلیه میکند. با اثاث و خانواده، گوشه کوچه، در زمستان، به فکر میرود که چه کند.

علامه میرجهانی ده شب در حرم عسکریین بیتوته میکند، به امید دیدن امام زمان. صبح روز دهم به سرداب میرود برای دعا و زیارت.
شیخ اسماعیل نمازی قدری به خدا گلایه میکند از بیمعرفتی مردم که به دیدن شاه رفتند و کسی به نماز جماعت حاضر نشد. در همین اثنا کسی وارد مسجد میشود.

داستان نامه امام عصر به آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی معروف است. در این نامه امام دستورات خاصی به ایشان میدهند.

شيخ مصطفی خبازيان در پایان ختمی چهل روزه در سرداب منزل با بقية الله و پيرمردی نورانی مواجه میشود.

بزرگواری، که شاگرد شیخ حسنعلی نخودکی بوده است، شب جمعه، در حرم حضرات عسکریین به رسمی از عرب متوسل میشود و به مراد دل خود میرسد.

شیخ محمد کوفی به قصد احیای شب قدر به مسجد کوفه میرود و با آقای عالَم مواجه میشود. (روایت منتسب به آیت الله خویی)

شيخ عبد النبى اراکی از کسی که اهل ریاضت شرعی است دستوری میگیرد تا خدمت امام عصر مشرف شود. در نهایت متوجه جلالت سيد ابوالحسن اصفهانى میشود.