دعایی است با مطلع  بسم الله النور که فاطمه زهراء سلام الله علیها آن را به سلمان آموخت. این دعا در بسیاری از کتابهای دعا، غالبا به عنوان دعایی برای مصون ماندن از تب، با اختلافی در الفاظ آمده است (مثلا در جنة الأمان الواقية معروف به مصباح کفعمی ص ۱۶۱، بحار الانوار ج ۹۱ ص ۱۹۶ و زاد المعاد علامه مجلسی، در دعوات راوندی ص ۲۰۸ و .. ).

از جمله، این دعا در ضمن روایت مفصلی در مهج الدعوات سید بن طاووس (ص ۵) آمده است و علامه مجلسی در بحار (ج ۹۲ ص ۹۶) از این کتاب نقل کرده است. این روایت مفصل با اختلافی در دلائل الامامة ص ۱۰۷ و در الثاقب في المناقب (ص ۲۹۷) آمده است.

قطعه آغازین این دعا با کلماتی که در تشرف حسین ساوجبلاغی، جنگ ایران و روس و عاشورا ذکر شده مطابقت دارد.

متن دعا

دعا طبق نقل مهج الدعوات چنین است:

  • بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ 
  • بِسْمِ اَللَّهِ اَلنُّورِ
  • بِسْمِ اَللَّهِ نُورِ اَلنُّورِ
  • بِسْمِ اَللَّهِ نُورٌ عَلَى نُورٍ
  • بِسْمِ اَللَّهِ اَلَّذِي هُوَ مُدَبِّرُ اَلْأُمُورِ
  • بِسْمِ اَللَّهِ اَلَّذِي خَلَقَ اَلنُّورَ مِنَ اَلنُّورِ
  • اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي خَلَقَ اَلنُّورَ مِنَ اَلنُّورِ
  • وَ أَنْزَلَ اَلنُّورَ عَلَى اَلطُّورِ 
  • فِي كِتٰابٍ مَسْطُورٍ
  • فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ 
  • بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ
  • عَلَى نَبِيٍّ مَحْبُورٍ
  • اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي هُوَ بِالْعِزِّ مَذْكُورٌ
  • وَ بِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ
  • وَ عَلَى اَلسَّرَّاءِ وَ اَلضَّرَّاءِ مَشْكُورٌ
  • وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَلطَّاهِرِينَ

خلاصه داستان

خلاصه داستان از این قرار است که ۱۰ روز پس از وفات رسول خدا، امیر المومنین سلمان را (در کوچه) می‌بینند و به او می‌فرمایند که ای سلمان! بعد از وفات رسول خدا به ما جفا کردی (یعنی به دیدن ما نیامدی)؟

سلمان می‌گوید به مثل شما نمی‌شود جفا کرد، ولی اندوهم بر رسول خدا طولانی شد. همین مانع آمدنم شد. امیر المومنین می‌فرمایند نزد فاطمه زهرا برو که به دیدنت مشتاق است و برایت تحفه‌ای دارد که از بهشت برایش رسیده است.

پس از رفتن نزد فاطمه زهرا و جویا شدن داستان، صدیقه طاهره چنین می‌فرمایند: سه (در بعضی نقلها چهار) دختر از حور العین برای تسلی دادن من در وفات رسول خدا (و در روایتی چون به دیدار دختر رسول خدا مشتاق بودند) از بهشت به منزل ما آمدند. پس از پرسش از نامهای ایشان، معلوم می‌شود که نامهایی شبیه برخی از اصحاب پیامبر دارند. مثلا یکی از ایشان سلمی نام داشت، چون برای سلمان خلق شده بود و … .

تحفه بهشتی

آنها برای حضرت زهرا خرماهایی بهشتی هدیه آورده بودند و آن حضرت تعدادی را برای سلمان کنار می‌گذارد. فاطمه زهرا خرماها را به سلمان می‌دهند و می‌فرمایند که آنها را هنگام افطارت بخور. در بعضی نقلها، اضافه می‌کنند که هسته‌هایش را برایم بیاور.

سلمان می‌گوید که خرماها از برف سفیدتر و از مشک خوشبوتر بودند. بر گروهی از اصحاب رسول خدا نمی‌گذشتم مگر اینکه می‌پرسیدند که آیا مشک همراه خود داری؟ [نمونه دیگری از خرماهایی که بوی مشک میدهند در تشرف مرجع تقلید یزدی و دو خرما آمده است.]

چون وقت افطار شد و خرماها را خوردم، دیدم که هسته ندارند. فردا که نزد فاطمه زهرا رفتم، این مطلب راعرض کردم. جضرت فاطمه تبسم کرده، فرمود:

چه‌طور هسته داشته باشد، حال آن که از نخلی هستند که خدا [خودش] در دار السلام برای من کاشته (إِنَّمَا هُوَ نَخْلٌ غَرَسَهُ اَللَّهُ فِي دَارِ اَلسَّلاَمِ ) به دعاهایی (یا کلامی) که پدرم محمد صلی الله علیه و آله به من آموخت و من صبح و شام بر آن مواظبت می‌کنم.

خاصیت دعا

سلمان در خواست می‌کند که حضرت دعا را به او بیاموزند و ایشان اجابت می‌کنند. نیز می‌فرمایند:

  • در نقل مهج: اگر دوست داری که در دنیا تب تو را آزار ندهد، بر این دعا مواظبت کن. [ إِنْ سَرَّكَ أَنْ لاَ يَمَسَّكَ أَذَى اَلْحُمَّى مَا عِشْتَ فِي دَارِ اَلدُّنْيَا فَوَاظِبْ عَلَيْهِ].
  • در روایت دلائل: اگر دوست داری که خدا را ملاقات کنی در حالی که از تو خشم‌ناک نیست، بر این دعا مواظبت کن. [إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ تَلْقَى اَللَّهَ وَ هُوَ عَنْكَ غَيْرُ غَضْبَانٍ، فَوَاظِبْ عَلَى هَذَا اَلدُّعَاءِ
  • در نقل الثاقب: اگر دوست داری که خدای تعالی را ملاقات کنی، در حالی که او از تو راضی و غیرخشم‌ناک است و وسوسه شیطان تا زنده‌ای ضرری به تو نرساند و در روایت دیگر، مادامی که در دنیا زندگی می‌کنی تب نکنی، بر این دعا مواظبت کن. [إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَلْقَى اَللَّهَ تَعَالَى وَ هُوَ عَنْكَ رَاضٍ غَيْرَ غَضْبَانَ، وَ لاَ تَضُرُّكَ وَسْوَسَةُ اَلشَّيْطَانِ مَا دُمْتَ حَيّاً، فَوَاظِبْ عَلَيْهِ». وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: «إِنْ سَرَّكَ أَنْ لاَ تَمَسَّكَ اَلْحُمَّى مَا عِشْتَ فِي دَارِ اَلدُّنْيَا، فَوَاظِبْ عَلَيْهِ]

سلمان می‌گوید دعا را آموختم و به بیش از ۱۰۰۰ نفر از اهل مکه و مدینه که دچار تب بودند آموختم. همگی به اذن خدا بهبود یافتند.


۱ دیدگاه

مرجع تقلید یزدی و دو خرما - تشرف · ژانویه 8, 2020 در 10:39 ق.ظ

[…] بوی مشک می‌داد. [برای نمونه دیگری از این خرماها داستان دعای بسم الله النور را […]

دیدگاه‌ها بسته است.