گچ دیوار و خانه امیرالمؤمنین
سید حسین احمدی برای تعمیر خانه به امام زمان علیه السلام متوسل میشود.
سید حسین احمدی برای تعمیر خانه به امام زمان علیه السلام متوسل میشود.
امیراسحاق استرآبادی در راه مکه از قافله باز میماند. از شدت تشنگی از زندگی ناامید میشود. امام زمان به فریاد او میرسند. حرز یمانی صحیح را نیز به او میآموزد.
سید حلّاوی قصیده شکواییهای ساخت که در آن به امام زمان، ارواحنا فداه، شکایتها دارد.
یک سید اصفهانی، در حرم حضرت سیدالشهدا، متوسل می شود که یا سیدالشهدا را ببیند یا امام زمان را.
و من ذلك ما نقله عن بعض أصحابنا الصالحين من خطه المبارك ما صورته: عن محيي الدين الأربلي أنه حضر عند أبيه ومعه رجل فنعس فوقعت عمامته عن رأسه فبدت في رأسه ضربة هائلة.
فسأله عنها.
فقال له هي من صفين.
فقيل له و كيف ذلك و وقعة صفين قديمة؟
فقال: كنت مسافرا إلى مصر فصاحبني انسان من غزة. فلما كنا في بعض الطريق تذاكرنا وقعة صفين.
فقال لي الرجل لو كنت في أيام صفين لرويت سيفي من علي وأصحابه.
فقلت لو كنت في أيام صفين لرويت سيفي من معاوية و أصحابه، و ها أنا وأنت من أصحاب علي عليه السلام و معاوية لعنه الله.
(بیشتر…)بحرالعلوم یمنی از علمای زیدیه از سید ابوالحسن اصفهانی دلیلی قاطع بر وجود امام عصر طلب میکند. سید ابوالحسن از او دعوت میکند که به نجف آید.
سیدی از علما در مجلس دوستان امام زمان را میبیند که به عیادتش آمدهاند.
نعلبند اصفهانی در راه کربلا حیران میشود که با جنازه رفیقش چه کند.
امین الواعظین اردبیلی در حرم کاظمین در حین دعای سمات متوجه شخصی میشود که در کنارش نشسته است و به قرائت او گوش میدهد.
سید احمد رشتی در راه حج در تاریکی شب برفی از قافله باز میماند و به شدت مضطرب میشود.