آقا سید محمد فشارکی و تفکر در کنار شط
آسید محمد فشارکی برای تفکر در مسالهای علمی به کنار شط میرود. مدتی بعد، با جوان عربی روبرو میشود که مساله را برای او حل میکند.
آسید محمد فشارکی برای تفکر در مسالهای علمی به کنار شط میرود. مدتی بعد، با جوان عربی روبرو میشود که مساله را برای او حل میکند.
علامه بحر العلوم به شیخ حسین نجف خبر میدهد که در سفر حج موفق به زیارت امام زمان شده است.
سرآشپز مضیف حرم عسکریین (مهمانسرای حرم)، پس از اینکه تصمیم میگیرد خدمت در حرم را ترک کند، در رویا، خدمت امام زمان میرسد. آقای معاونیان داستان را از شیخ سعد الغامدی متولی حرم عسکریین نقل میکنند.
آقای سید ابوالحسن مهدوی داستان تشرفی را از حاج آقا رضا هرندی نقل میکنند. ایشان در پی چند شب منبری که بر علیه بهائیت میرود، گرفتار توطئه جمعی از آنان میشود.
آقای سید ابوالحسن مهدوی در مجله موعود شماره ۹۶ (اردیبهشت ۱۳۸۸) تشرفی را از قول یکی خطبای مشهد نقل میکنند. تشرف برای یک راننده کامیون و پیش از انقلاب اتفاق افتاده است. آقای مسعود عالی نیز از قول یکی از ادامه مطلب
در احوالات شیخ انصاری نقل میکنند که ایشان گاهی با خواندن زیارت جامعه، برای تشرف خدمت ولی عصر اجازه میگرفته است
شیخ محمود عراقی در کتاب دارالسلام خود داستان شخصی صابونفروش را نقل کرده است که به مرز تشرف به محضر امام زمان رسید اما به دلیلی از رسیدن به مقصود باز ماند. جمله «ردوه فانه رجل صابونی» در این داستان آمده است
سید باقر هندی، شاعر اهل بیت، امام زمان را در رویا میبیند. حضرت شعری میخواندند به این مضمون که حاشا که من پس از بیت الاحزان مادرم فاطمه زهراء سلام الله علیها، روز خوشی داشته باشم.
شیخ علی فریدة الاسلام کاشانی در حین خواندن نمازی با حضور قلب، خدمت امام زمان مشرف میشود.
شیخ محمد شوشتری (شیخ محمد کوفی) پس از در گل ماندن شترش در بازگشت از حج به امام زمان استغاثه میکند. بار دیگر امام را در مسجد سهله میبیند.