شیخ علی فریدة الاسلام کاشانی (۱۳۴۹-۱۳۷۴ق.) در حین خواندن نمازی با حضور قلب، خدمت امام زمان مشرف می‌شود. این داستان به نقل از آقایان هاشمی‌نژاد و ابطحی در زیر نقل شده است.

نقل آقای هاشمی‌نژاد

شیخ علی فریدة الاسلام کاشانی فرمودند: در منزل آیت الله کوهستانی مشغول نماز بودم. ناگهان دیدم حضرت بقیه الله آمدند، روبروی من نشستند. با خودم گفتم نماز را رها کنم، روی پاهای محبوبم بیفتم. از طرفی گفتم وظیفه اتمام صلاة است. بعضی از عبارات نماز را خیلی با حضور دل می‌گفتم. آقا هم با من زمزمه می‌فرمودند. یکی از جملاتی که آقا با من زمزمه کرد این جمله بود:.

يا من له الدنيا و الآخرة! ارحم من ليس له الدنيا و الآخرة. ای کسی که صاحب دنیا و آخرتی. رحم کن به کسی که نه دنیا دارد. نه آخرت دارد.

اما وقتی مشغول تشهد نماز شدم، آقا برخواستند و رفتند. نماز را سلام دادم. با عجله دویدم. هر چه صدایش زدم، دیگر مولایم را ندیدم.

تشرف شیخ علی فریدة الاسلام کاشانی به نقل آقای هاشمی‌نژاد

نقل آقای ابطحی

آقای سید حسن ابطحی در کتاب «حذفیات جلد اول ملاقات با امام زمان» در ملاقات هشتاد و سوم از قول مرحوم شیخ «علی کاشانی فریدة الاسلام» (احتمالا با واسطه) چنین نقل می‌کند (با کمی ویرایش):

یک شب در اطاق پذیرائی مرحوم آیة الله کوهستانی، در کوهستان (نام روستایی در مازندران)، مشغول نماز مغرب شدم. دیدم حضرت بقیة اللّه—ارواحنا فداه— تشریف آوردند و در گوشه اطاق پشت به قبله به نحوی که من در نماز صورت مبارکشان را می‌دیدم، نشستند.

من با خودم فکر کردم که اگر نماز را بشکنم و عرض ادب به محضر مقدّسشان بکنم، شاید از این عمل من خوششان نیاید و قبل از آنکه متوجّه ایشان بشوم تشریف ببرند. پس چه بهتر نمازم را نشکنم که اگر اراده فرموده باشند من با ایشان حرف بزنم، تا بعد از نماز صبر می‌فرمایند.

نماز را خواندم. در بین نماز بعضی از جملات را حضرت با من می‌گفتند. مخصوصاً جمله

یا منْ له الّدنْیا و اْلآخِرة! اِرْحمْ منْ لیس له الْدّنْیا و الآخِرة

را که در سجده آخر چون با حال بهتری می‌خواندم، امام هم آن را مکرّر، با توجّه و حال بیشتری اداء می‌فرمودند. ولی به مجردی که می‌خواستم سلام نماز را بدهم حضرت ولی عصر—صلوات اللّه علیه—رفتند.

پی نوشت

در مورد اینکه آیا جمله مذکور بخشی از دعای مشخصی است، یا از ائمه چیزی به این مضمون رسیده است، چیزی یافت نشد. اما در کتاب تفکر آقای دستغیب اشاره شده است که داستانی مشمل بر این دعا در تفسیر منهج الصادقین نقل شده است که انشالله در پستی جداگانه به آن می‌پردازیم.