از آیاتی که به قیام قائم—عجل الله تعالی فرجه الشریف—تاویل شده است آیه زیر است که در آن خدای متعال به مومنین وعده استخلاف در زمین می دهد:

وَعَدَ اللَّـهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا ۚ وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿٥٥﴾ 

ابتدا ترجمه تقریبی آیه:

وعده داد خداوند کسانی از شما را که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند که

  • آنها را در زمین خلیفه گرداند (با تاکید فراوان) هم‪چنان که کسانی که پیش از ایشان بودند را خلیفه گردانید
  • و دینشان را که برای ایشان پسندیده است برای ایشان متمکن کند (با تاکید فراوان)
  • و (موکدا) جایگزین کند برای ایشان بعد از ترسشان آرامشی (ایمنی ای)
  • در حالی که مرا می‪پرستند (درحالی که) هیچ به من شرک نمی‪ورزند
  • و هر کس که پس از آن کفر بورزد پس ایشان (همان) فاسقین هستند.

برخی نکات

  • در سه وعده خدا در این آیه تاکید فراوان به کار رفته است. در سه فعل لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ و لَيُمَكِّنَنَّ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُم در هر سه ظاهرا “لام” لام قسم است. به علاوه نون مشدد در انتها هم برای تاکید به کار رفته است.
  • دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ اشاره است به آیه اکمال. دینی که خدا پسندیده آن دینیست که به ولایت امیرالمومنین علی بن ابیطالب کامل شده است.
  • در مورد تمکن دین در زمین:
  • يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا در اینجا صنعت التفات به کار رفته است. یعنی از ابتدای آیه تا پیش از این جمله خدا به صیغه غائب ذکر شده اما در اینجا کلام به صیغه متکلم برگشته… خدا وعده کرد که چنین و چنان کند و به اینجا که رسید به جای اینکه بفرماید در حالی که او را میپرستند فرموده مرا میپرستند.
  • عبارت لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا میتواند حال از فاعل يَعْبُدُونَنِي باشد. یعنی مرا میپرستند و این پرستش در حالیست که به من هیچ شرک نمیورزند. در این صورت معنی این میشود که نحوه خاصی از پرستش (یا بندگی) خدا دارند که مشوب به هیچ شرکی نیست.
  • احتمال دیگر ظاهرا این است که لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا جمله مستقلی باشد (که به نحوی عطف شده به جمله يَعْبُدُونَنِي) یعنی در حالی که مرا میپرستند و در حالی که به من هیچ شرک نمیورزند. در این احتمال این دو در عرض بیان شده اند.
  • حرف ”من“ در الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ظاهرا برای تبعيض است. در این صورت وعده متوجه برخی از مسلمین است که متصف به صفات ایمان و عمل صالح باشند نه همه مسلمین.
  • این آیه در قرآن محفوف است به دو آیه ی دیگر که در آن امر به اطاعت خدا و رسول است (و اقامه نماز و زکات) با تکرار و تکیه بر اطاعت رسول (یا شاید بتوان گفت موضوع اطاعت خدا و رسول است در حالی که رسول محور قرار داده شده و مطلب حول او دور می زند. در مجموع ۳ بار صریحا و ۲ بار به شکل نفی که اگر از او اطاعت نکنید بر او چیزی نیست و بارش بر شماست. و اینکه اگر از او اطاعت کنید هدایت پیدا میکنید، یا به عبارت بهتر راه را می یابید.) اول میفرماید قُلْ أَطِيعُوا اللَّـهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ ۖ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا ۚ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٥٤﴾  و باز پس از بیان وعده استخلاف میفرماید  وَ أَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿٥٦﴾. از عجائب قرآن این است که در آیه اول گویی چهار بار پشت سر هم امر به اطاعت پیامبر (یا اطاعت خدا و پیامبر) شده، به بیانهای مختلف نفیا و اثباتا، به امر و تحذیر و تشویق و تبیین (و تحدید وظیفه او)، بدون اینکه تکراری در آیه به نظر بیاید و کلام خسته کننده شود. (آیه بسیار پر معناست… مثلا به حسب ظاهر بیان میکند که آنچه بر هر یک از رسول و ما حمل شده چیست.)

وجه استدلال

وجه استدلال به این آیه، علاوه بر روایات وارد شده که ان شاءالله در پستی جداگانه خواهد آمد، چنین است:

  • لفظ ارض در آیه مطلق است. لذا در نبود قرینه ای که آیه را تخصیص بزند استفاده میشود که مراد استخلاف (صالحین) در همه زمین است و این امر تاکنون محقق نشده است. در هیچ دوره ای از دورانهای اسلام چنین چیزی اتفاق نیفتاده است.
  • خدا خلف وعده نمیکند. خلف وعده عقلا قبیح است. آن هم وعده ای با این غلظت که به انواع تاکیدها بیان شده است. پس آیه اشاره ای دارد به آنچه در آینده قرار است محقق شود.
  • به فرض که کسی بگوید منظور در بیشتر زمین است و این در دوران امویان و عباسیان محقق شد, جواب این است که آنها را نمیتوان مصداق الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ دانست با آن همه مفاسدی که در مورد خلفایشان در تاریخ نقل شده است از هتک حرمت های خدا و ریختن خون ها به ناحق و … . در این مورد علامه قزوینی خوب فرموده است. کلام ایشان در انتها نقل میشود.
  • برخی از اهل سنت گفته اند آیه منطبق است به دوران خلفای چهارگانه که در پستی جداگانه شاید این قول را مطرح کنیم.
  • به علاوه ما شیعیان معتقدیم که طبق این وعده، آن دین که خدا پسندیده، دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ، باید در زمین متمکن شود. در این صورت تنها دورانی که احتمال میرود در گذشته بر این آیه منطبق باشد دوران حکومت امیرالمونین علی علیه السلام است. شاید بتوان این احتمال را اینطور جواب داد که در آن دوران هم این دین در همه زمین متمکن نشد. چنانکه در نهایت معاویه در شام به حکومت خود ادامه داد. به علاوه خود حضرت میفرمود که من نمیتوانم برخی از سنتهای غلط پیشینیان را تغییر دهم که اگر چنین کنم در لشکر خودم شورش می شود؛ در بین همان کسانی که شمشیرهایشان با من است؛ می گویند سنت فلانی تغییر کرد و … (نقل به مضمون):

… قد عملت الولاة قبلي أعمالا خالفوا فيها رسول الله (صلى الله عليه وآله)؛ متعمدين لخلافه، ناقضين لعهده مغيرين لسنته؛ و لو حملت الناس على تركها و حولتها إلى مواضعها و إلى ما كانت في عهد رسول الله (صلى الله عليه وآله) لتفرق عني جندي؛ حتى أبقى وحدي أو قليل من شيعتي الذين عرفوا فضلي و فرض إمامتي من كتاب الله عزوجل و سنة رسول الله (صلى الله عليه وآله)… .

از خطبه ای از امام علی علیه السلام به نقل از کتاب کافی

نقل کلام

إن هذا الوعد الإلهي—المؤكد بلام القسم ثلاث مرات، و بنون التأكيد ثلاث مرات أيضاً لم يتحقق إلى يومنا هذا، و متى كان المؤمنون الصالحون يتمكَّنون من الحكم على الناس وتطبيق الإسلام بكل حرية، و بلا خوف من أحد؟! و من هم المؤمنون الذين عملوا الصالحات الذين وعَدَهم الله تعالى بهذا الوعد العظيم؟!

و لو راجعت تاريخ الإسلام والمسلمين منذ طلوع فجر الإسلام، إلى يومنا هذا لعلمت علم اليقين أن وعد الله تعالى لم يتحقق خلال ألف و أربعمائة سنة.

إنني لا أظن أن مسلماً مُنصفاً يقبل ضميره بأن يكون المقصود من الذين آمنوا و عملوا الصالحات هم الأمويون، أو العباسيون، لأن التاريخ المتفق عليه بين المسلمين—بل و غير المسلمينيشهد بأن الأمويين و العباسيين ارتكبوا أعظم الجرائم، وأراقوا دماء أولياء الله، وهتكوا حرمات الله، وكانت قصورهم مليئة بأنواع الفجور والمنكرات.

سید محمد کاظم قزوینی در کتاب الإمام المهدي من المهد إلى الظهور، صفحات ۴۳-۴۴

در این نوشتار از مقاله الايات المؤولة بالإمام المهدي نوشته شیخ محمد قمی در شماره ۶۳ مجله النبا (سال ۲۰۰۱ میلادی) استفاده شده است.

دسته‌ها: آیات